محمد مهدى ملايرى
26
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كموبيش در همان قبايل عربى محصور بود و آنها هم با چنين مسايلى سروكار نداشتند ، و همهء كسانى هم كه از انديشمندان و علماى اسلامى كه در همين زمينه و در همين مجالس نامشان برده مىشود ، مانند ابن سيرين و و اصل بن عطأ و عمرو بن عبيد و نظام و ديگران هيچكدام عرب نبودهاند . غالب آنها يا از ايرانيان همين منطقه يا از مناطق ديگر ايران بودهاند كه در نتيجهء جنگها و غزوات ، خود يا پدرانشان به اينجا منتقل شده بودند . دربارهء حسن بصرى و جنبههاى مختلف علمى و فكرى و عرفانى او مطالب بسيار گفته و نوشته شده ، ولى به يك جنبه از كارهاى او كه شايد از مهمترين جنبههاى آن باشد تاكنون توجّهى درخور نشده و آن تبليغ اسلام از راه شناساندن اصول و مبانى كلامى و عقايد و احكام آن است كه تا آن زمان بدان صورت در ايران بىسابقه بود . و اهميت اين كار در اين بود كه حسن در عصرى به چنين كارى دست مىزد و اين راه را پيش پاى كسانى كه گمان مىكردند در راه نشر اسلام گام برمىدارند مىگذاشت كه هنوز سپاهيان خليفه و سرداران او در خراسان و ماوراء النّهر اسلام را دستاويزى براى تسلّط بر اموال و انفس مىشناختند . و حجّاج بن يوسف امير عراق هم كه دار الامارهء او در همسايگى مسجدى بود كه حسن در آنجا به وعظ و ارشاد مىپرداخت با مسلمان شدن اهل ذمّه كه موجب كاهش درآمد او مىگرديد روى خوش نشان نمىداد و آنها را درهرحال به دادن جزيه و خراج مجبور مىساخت . راه و روشى كه به ديگر عمّال عرب در جاهاى ديگر نيز سرايت نمود « 1 » . و هيچ بعيد نيست كه يكى از علل ناخوشنودى حجّاج از حسن نيز در همين امر نهفته باشد . از آنچه دربارهء حسن بصرى گذشت ، هرچند بر خلاف انتظار ولى به حكم ضرورت ، كمى به تفصيل گراييد اين را مىتوان بهخوبى دريافت كه اگر پردههاى ابهام ناشى از تعريب از هر گوشهاى از تاريخ اين دوران به كنارى رود و دانشمندان بزرگ اسلامى اين دوران كه در هر رشته از معارف اسلامى و عربى از
--> ( 1 ) - براى پىآمد آن در افريقا نگاه كنيد به طبرى ، 2 / 9 - 1268 و ابن اثير ، الكامل ، ج 4 ، ص 182 . و در خراسان در خلافت عمر بن عبد الغزيز ، طبرى ، ج 2 / 1352 .